آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
0
تعداد دیدگاهها:
6
سن کتابناکی:
13 سال و 10 ماه و 3 هفته و 2 روز
مکان:
نامشخص
کتابی آپلود نشده
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
اولین گام برای رفع واقعی این مسئله خارج کردن آن از تابو بودنش است. مثل معضل تجاوز به عنف که تا چندی پیش بخاطر تابو بودنش در اکثر جوامع ، مسکوت گذاشته میشد و طرف آزار دیده به اسم حفظ آبرو و ناموس فقط در خلوت خود به آن فکر میکرد و رنج میبرد در حالیکه هم اکنون این معضل اجتماعی از حالت تابو بودن در آمده، مردم آشکارا به آن اعتراض میکندد و قانون هم وضع میشود در این خصوص.
در میهمانی دشت مگیدو
· 14 سال پیش
0 نفر
تعجب در این است که بسیاری که در کودکی مورد آزار قرار گرفته اند در بزرگسالی وقتی صاحب منصب یا قدرتی هم شده اند باز همچنان در مقابلش فقط سکوت اتیار میکنند!
نمیدانم شاید دلیلش تابو بودن مسئله است.
در اکثر جوامع سنتی ، مسائل و مشکلات و ناهنجاری های اجتماعی را به اسم گناه میشناسند و بجای آی آسییب شناسی و پیدا کردن راه حل، صورت مسئله را پاک میکنند و خود را به کوچه علی چپ میزنند!
دوست عزیزم قسمت دوم توضیحات شما برام جالب بود! درک شما از درد آزار دهنده جامعه را ستایش میکنم.
در میهمانی دشت مگیدو
· 14 سال پیش
0 نفر
دختر پاییزی عزیز، شما احتمالا بخاطر همزاد پنداری با زن راوی ، کمی جنسیتی فکر میکنید اما باید بدانید که این معضل یا بقول شما مرض، در بین مردان شایع تر است یعنی مردان بیشتر مورد آزار قرار میگیرند!
اما دلیل اینکه در مقابلش سکوت کرده اند را باید حقیقتا جستجو کرد. فعلا در جامعه ما که در عوض راه چاره بیشتر جک میسازند و بی توجه به اذیت شدن دیگران میخندند!!!!
در میهمانی دشت مگیدو
· 14 سال پیش
0 نفر
دختر پاییزی
شاید از یک نظر حق با شما باشد که مشکل آزار دهنده شوهر سابق راوی اول داستان خیلی شایع هست اما به عنوان یک بیماری شناخته شده نیست. بعضی ها آن را یک مرض میدانند برخی آنرا از لحاظ بیولوژیکی بررسی میکنند و معتقدند یک نوع حالت غیرطبیعی در آدمهاست و مذهبیون هم آنرا یک گناه به حساب می آورند و مجازاتش را واگذار می کنند به دنیای دیگر! حالا هرچه اسمش را بگذاریم، متاسفانه بدتر از آن دو بیماری دیگر، کسی درباره اش حق صحبت ندارد حتی با مادرش!!!
در میهمانی دشت مگیدو
· 14 سال پیش
0 نفر
زندگی توصیفی است نه تجویزی این داستان کاملا واقعی درصدد اثبات چیزی نیست مگر توصیف دغدغه های انسانی که بسته به ذهنیت هر انسانی فرق دارد. انسان است و ذهنش و ذهنیتش. ذهنی که به هر دلیلی بسته باشد ذهنیتش کور است و صاحبش درمانده و سرگردان و در عین حال در قالب یک چهارچوب گرفتار و اسیر. در این داستان مفاهیم به شیوه خاصی بیان شده، مثلا منشا ترس در همه جای داستان همان جایی است که در حقیقت باید که محل امن و پناه شخصیتها باشد. یا از دو بیماری نام میبرد که هر دو شایع هستند در جامعه، اما یکی علت شیوعش عجیب است و دیگری ذکر نامش به شدت تابو است حتی بعد از مرگ!؟ یا شخصیتها فاقد اسم هستند یعنی سعی شده هویت کسی فاش نشود که این نشان دهنده وجود و نمود یک معضل اجتماعی است بنام خودسانسوری که نتیجه ترس و وحشت افراد یک جامعه از حاکمیت استبداد میباشد.موارد از این دست بسیار است که خواننده علاقمند را می طلبد.
در میهمانی دشت مگیدو
· 14 سال پیش
1 نفر